یوسف زهرا س

این وبلاگ به نام یوسف زهرا سلام الله ساخته شده توسط هایده نجفی
  • خانه

دلنوشته شب های تنهایی

09 اردیبهشت 1405 توسط مسافر

شب است و بازهم قلم در دست گرفته و سعی دارم با نوشتن، بغض هایم را مهار کنم؛ بنویسم تا امشب هم به پایان برسد؛بنویسم تا در زیر این حجم از دلخوری و غم خفه نشوم؛بنویسم تا مبادا حرمت ها را زیر پا بگذارم و حرف های دلم را بزنم ،تا مبادا خم به ابروی کسی بیاید، تا مبادا کسی دلش بگیرد تا مبادا کسی از حقیقت تلخ قصه  ی ما خبر دار شود.
.
.افکارم پیچیده اند به دور گنگی ها و من بازمانده ام بین بودن ها و نبودن ها.
کدام راه به درستی ختم می‌شود و کدام را به نادرستی.
به سوی کدام رنگ ها قدم بردارم سفید یا سیاه، غم چنپره زده بر اندامم و سخت مانده ام بی آرامش بین زمین و آسمان.
.
لرزش دستانم ، بغض در گلویم ، چشمان سوزانم و موهای پریشانم گواه تمام ناگفته هایم است.

دلتنگم به وسعت تمام زندگی، سکوتی به وسعت دریا میخواهم، به همان اندازه شیرین و به همان مقدار آرام..
این روز ها احساس خطر میکنم ، ترس و دلهره.
ترس از نقاب های معرفت و اعتماد ،ترس از قلب های یخ زده و کرم خورده.
.
مدت هاست به یک دیگر پناه نمی بریم.
من باز مانده ای از یک پناهگاهه ویرانه و ترد شده و بیگانه..
هر ورق از زندگی ام ، بازتابی ست از من و چه بسیار است اشعار دفن شده در اعماق اشک ها و دلتنگی هام..
.
هر صفحه را که ورق میزنم منم ، در بین تمام صفحات تاییپ شده ی کتاب بینوایان خودم را میبینم ، به همان مقدار غریب و به همان اندازه گریزان از خویش.
زندگی برایم بی معناست و چون زنجیری متصل ، او را به دوش میکشم.
.
نمی دانم دلخوشی به کدام دیار افسانه ها سفر کرده که چون مروارید در خاطرات صدف دفن شده اند..

تا کجا باید مراعات  کرد؟ تا کی باید سکوت کرد و دم نزد؟
انسان هم تا حدی صبر دارد اما وقتی تنها باشی تنها سکوت میکنی،چون حامی و پشتیبانی نداری ؛اما ما انسان های تنهاکوه صبریم، کوهی سرشار از غم،اندوه،اشک و بغض که اگر ریزش کنبم جهان را نابود میکنیم، اما ایستاده ام مثل کوه صبر. کوه که فرو نمیریزد!
.
هایده نجفی ارشد فلسفه

 نظر دهید »

دلنوشته ای برای شهدای این روزها

01 اردیبهشت 1405 توسط مسافر

*به نام خدا و برای خدا*
.

سلام مهربانم‌! از دلتنگی و دوری تو سر به بیابان و صحرا گذاشته‌ام. از اندوه ندیدنت و نبودنت، جنون و سرگشتگی‌ در رگ‌هایم شناورند.
.
نمی‌توانم نشنیدن تپش‌های قلبت را تاب بیاورم و باور کنم. تمام نوید و امید من کم شده و تحمل این زندگی بر من دشوار است. در این زندگی مالامال‌ از حزن و اندوه، همراه کاروان بهت و ناباوری، عازم مقصدی نامعلوم هستم. نمی‌دانم دارم با روزهایم چه می‌کنم. چگونه صبح‌ها، شب و آفتاب، مهتاب می‌شود.
.
عزیز من! دوری تو و این فاصله‌ی پرنشدنی بین من و تو مایه‌ی یاس ابدی، رنجش دائمی و بغض‌های ماندنی من است. بی‌ تو بودن برای من طعم تلخ، مهلک و ناگوار لاجرعه سرکشیدن زهر هلاهل است.
.
زندگی و زنده بودن از جسم من کوچ کرده است. به جای گرما و صفای زیستن تنها برودت و سرمای مرگ، جسم مرا محصور کرده است. در قفس انزوا، زندانی خاطرات با تو بودن هستم. از این جهت خاطرات تو را به زندان بدل می‌کنم که دیگر تکرار نمی‌شوند و قراری و دیداری در کار نیست؛ تنها خاطره است و بس.

یادآوری بیشتر اشک است تا لبخند. به یاد تو و خاطراتت‌ خنده‌ای می‌کنم و به دقیقه نرسیده به پهنای صورت اشک می‌ریزم. به غیر از اشک ریختن و گریستن مرا به چه کار آید؟ منِ بی‌‌تو به چه کار آید؟
من بی‌تو نیست شده‌ام و نابود چونان بنای فروریخته‌ی زلزله‌زده که حتی یک آجرش هم سالم نمانده؛ تمامش خرد و خاکشیر و درب و داغان شده.
.
از حال خراب خودم و چاردیواری خانه همین بس که دیوار‌های خانه‌ پیوسته از این داغ و دریغ به لرزه در‌ می‌آیند.
و آنها هم این دوری و اندوه را تاب‌ نمی‌آورند و ناگزیر قاب عکس نداشته ات را بدون میخکوب کردن بر دیوارهای غم‌گسار خانه روی قلبم می‌گذارم.
.
عزیز من! نمی‌دانم این دوری و ندیدن تو را به چه چیز تشبیه کنم. تو شبیه به پرنده‌های کوچنده بی‌آن که پشت‌سرشان را نگاه کنند از این آشیانه‌ی نازل دلم دوری و من برای اندک آرامش قلب بی‌چاره‌ام در لحظه‌های نا امیدی، آن زمان‌هایی که دنیا به من تنگ می‌شود و نفس‌ کشیدن برایم مشکل؛ برایت می‌نویسم.

عمیقاً احساس می‌کنم که به راهی، روشی و طریقی که تو فقط می‌دانی و بلدی؛ واژگان نامه پر می‌کشند و بال‌های پرنده‌ی حجیم و طویل رمز و راز‌های دل بی‌نوای من می‌شوند.

تو می‌خوانی و به نشان فهمیدنِ رنجش من از دنیای دیگر سر تکان می‌دهی.
عزیز من! تو هم به راهی که خودت صلاح می‌دانی قدری در خواب بیا! گرچه چشمانم از دیدنت ناتوان باشند؛ اندکی سر بزن و چیزکی بنویس و بفرست؛
.
دلیل شب های تنهایی…من از این دوری درحالیکه‌ی روی زمین تَرَک خورده‌ای زیر آفتاب داغ و سوزانِ دردِ بی‌قراری ایستاده‌ام در عذابم
.
روح پاک تان غرق در آرامش ابدی
.
هایده نجفی ارشد فلسفه 🩵💙💜🤎🖤🩶

 نظر دهید »

میلاد امام حسین علیه‌السلام مبارک

03 بهمن 1404 توسط مسافر

به نام خالق بخشنده بخشایشگر*
.
سلام بر قرار دلها حسین علیه السلام .
روزی که عطر تو در ایوان ملائک پیچید، ملائک، تبریک‏‌گویِ پروردگارِ تو بودند، تا ذرات جهان، به سجود درآمدند و تو را ذکر گفتند؛ «یاحسین ع».
.
خداوند، تو را آفرید تا از رعدِ گریه‌‏های شبانه علی علیه السلام، بارانِ رحمت خود را بر زمین ببارد و به ازای هر قطره اشک علی ع، دریایی به نام حسین علیه السلام را هدیه کند.
.
مولا جان!… هیچ سجاده‌‏ای باز نشد که نام تو را رمز عبور خود نکرد، !
‌
حسین جان!…خاکِ تو، آبروی سجده من است و آب، با تولد تو، در فرهنگ لغات دلم، هم‏‌خانواده حسین ع شد.
.
آن‏که تو را زیارت کند، هزار هزار درجه نزد خداوند به او عطا کنند؛ چراکه باران مهرِ تو، پوسته سخت دانه دل را می‏‌شکافد.
‌
یا حسین ع! از قرن‏‌های آن سوی تقویم، وقتی نوازشِ نور تو در رگ‏‌هایمان جاری می‏‌شود، چه تماشا دارد لذت گم شدن و غرق شدن در اسمت!
به آبرویت قسم ما را از درگاهت مران و از خوان کرم خود ما را بهره‌مند ساز
.
اینک در ستاره باران میلادت میان احساس مـن تا حضور آسمانی تو حبابی است از جنس هـیچ …
از دستان مـن تا لمس نـگاه تـو آسمانی است به بلندای عشق …
جشـن میلادت را بـه پرواز میروم در این خانگی ترین آسمان بی کسی دلم،
.
تمام وجـودم را در قلبم ، قلبم را در چشمانم ،
چشمانم را در زبانـم خلاصه میکنم تا بگویم حسین جان!.. برای تو می نویسم !..
‌
برای تو ای تلاقیِ دو نور آسمانی، مادر نور، پدر نور، نور علی نور! تو جذبه‌ای از پرتو جمال خداوندی، تو تلاقی دو اقیانوس، عاطفه و مهربانی. نامت، راحتی جان عالم است.
.
امروز کنگره‌های عرش به ذکر نام تو آرام می‌گیرند.
روح ناآرامی جهان را، جز کشتی امن و مهربان وجود تو، چه کس به ساحل نجات خواهد رساند؟ که جد بزرگوارتان فرمود ان الحسین مصباح الهدای و سفینه النجاة
ظلمات جهل و نادانی بشر را جز نور ذات مقدّست چه کس خواهد شکافت؟
.
ای حسن مطلع تمام ترانه‌ها! ای دلنشین‌تر از همه عاشقانه‌ها! کرامت محض! از راه می‌رسی و خوان محبّت را بر افلاک و خاک می‌گسترانی و هستی از وجود پر برکت تو آرام میگیرد
.
آسمان، سرشار از کرامت دستانت دامن دامن باران می‌تکاند بر سر شهر و غم با شنیدن صدای خنده‌هایت، برای همیشه کوچ می‌کند از قلب نازنین جد بزرگوارت
چون تو حسین علیه السلامی ای ماه تابان خلقت!!!
.
چگونه از تو بنویسم ای سبب اتصال زمین و آسمان، ای کشتی نجات، سلطان عشق و ای سید شباب اهل جنه!….
.
ملائکه آسمانها بنگرید به چشمان شکوهمند حسین علیه‌السلام ! نگاه کنید به کودکی که سرخ‌ترین حادثه تاریخ از قطرات خون او وام خواهد گرفت! بنگرید به پاسخ تمام پرسش‌های بی‌جواب!
‌
مولا جان!…. دل های شکسته و بال‌های شکسته‌ ما را بر گلبرگ وجودت گره بزن!
اچون تو مرهمِ زخم تمام بال و پرهای شکسته ای.
.
میلاد با سعادت سومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام حسین علیه السلام بر پیشگاه منجی عالم بشریت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و تمامی شیعیان حضرت مبارک باد
.
هایده نجفی ارشد فلسفه 🌺💜🩷💚🩵❤️🤍💦

 نظر دهید »

دلنوشته های مهدوی

23 آبان 1404 توسط مسافر

سلام بر وارث انبیاء الهی
.
سلام بر تو ای نور بی‌پایان، ای امید خفته در دل‌های منتظر،
هر روز که از خواب برمی‌خیزیم، نامت بر لب داریم،
و دل‌هایمان در سکوت شب‌های بی‌پایان، تو را می‌خواند.

ای صاحب زمان، غایب عزیز،
دل‌های ما پر از سوال و انتظار است،
پر از دلتنگی برای روزی که عدالت و مهر در جهان جاری شود،
پر از اشک‌های بی‌صدا برای دردهایی که طاقت‌مان را آزرده است.

اما در همین انتظار، تو را حس می‌کنیم؛
در بوی باران، در نسیم صبحگاهی، در نور مهتاب،
در هر لبخند کوچکی که از مهربانی یک انسان دیده می‌شود.
تو همیشه هستی، حتی اگر دیده نشوی،
و دل‌های منتظر تو، با هر تپش، به سوی تو پر می‌کشند.

ای امام مهربان، بیا و دل‌های شکسته ما را آرام کن،
بیا و ناامیدی‌های ما را با نور حضورت روشن ساز.
یادمان بده که حتی در فاصله و انتظار، زندگی معنا دارد،
و هر لحظه‌ی انتظار، فرصتی است برای نزدیک‌تر شدن به تو و نور جاودانت.

ای نجات‌بخش، در کوچه‌های خالی دلمان،
در سکوت اشک‌هایمان، در دعاهای بی‌صدا و شب‌های بی‌خواب،
تو را صدا می‌کنیم، با هر نفس و هر تپش قلب،
و می‌دانیم که روزی خواهد آمد، روزی که جهان پر از عدالت، عشق و مهر خواهد شد،
و ما، در کنار تو، در نور جاودان تو، آرام خواهیم گرفت.

امام زمان، تو امید زنده‌ی ما هستی،
تو چراغی که در تاریکی روشن است،
و ما، منتظران صادق، هر روز و هر شب،
با عشقی بی‌پایان، به سوی تو دل می‌بندیم،
تا آن روز که جهان، با نور تو، خانه‌ی واقعی آرامش شود… 🌿✨
هایده نجفی ارشد فلسفه

 نظر دهید »

میلاد امام علی علیه السلام و روز مرد مبارک

25 دی 1403 توسط مسافر

*به نام خالق بخشنده بخشایشگر*

سلام آقایم سلام مولای من!.. سلام بر تو ای پرچمدار حقانیت انکار ناپذیر حق!..ای دست خدا!… دست آسمان!… دست زمین!. سلام بر تو ای امیرالمومنین ای شاه مردان.
.
مولای جان!…. مدت هاست که می‌خواستم از شما بنویسم اما هیچ وقت خود را شایسته چنین مقامی نمی دانستم زیرا دست‌هایم طاقت نوشتن نام مقدس علی(ع) را نداشت و قلمم بر صفحه کاغذ نمی رقصید. مدت هاست دلم می خواست از بزرگی و جوانمردی ات بنویسم اما هر گاه که قلم به دست می‌گیرم می مانم که چطور همه حرف هایم را به روی کاغذ بیاورم، بین دردهای درون هم که نمیشود به قرعه یکی را برگزید، می شود؟ حالا میخواهم عهدی با شما ببندم و هر چه که به ذهنم آمد بنویسم.
.
یاعلی!.. ای سرور و مولایم می‌خواهم حرف‌هایی را بازگو کنم که سالیانی است در دلم سنگینی می کند در سینه ام غوغایی است غوغای سالها دوری، سالهای بی علی(ع) بودن .
.
سلام بر تو روزی که زاده شدی..
سلام بر کفش های کهنه ات که مایه فخر و کرامت شیعه اند.
سلام بر عبای پر وصله ات که سبب شرافت شیعه اند…سلام بر دست های پینه بسته ات که بوسه گاه ملائک مقرّب خداست…
.
سلام بر بازوان تنومندت وقتی خیبر را از جای برکندی.
و سلام بر تو وقتی در «لیلة المبیت» در بستر محمد(ص) خوابیدی و به استقبال مرگ رفتی و مرگ از اُبهت و شجاعت تو گریخت.
.
درود خدا بر تو وقتی ریسمان به گردن مبارکت انداختند و به مسجد بردند
و تو برای رضای خدا خاموش بودی!
سلام بر تو وقتی همسرت را پیش چشمانت سیلی زدند، اما ذوالفقارت برای حفظ دین محمد(ص) در غلاف بود!
.
و سلام بر تو وقتی استخوان در گلو و خار در چشم یک ربع قرن آفتاب خانه ات بودی.
.
امشب ملائکه بال در بال گرد خانه خدا حلقه می زنند، تا تو بیایی و بر حریر ولایت تکیه زنی. آسمان چه با شکوه است امشب! ملائکه تمام آسمان را پوشش داده و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا تبریک گوی نوزاد فاطمه بنت اسد باشند !
.
شکوه اسم مقدست باعث شادی ملائکه است. فرشته‌ها دسته دسته از آسمان فرود می آیند و آسمان شب به یُمن وجود امامت و ولایت نور مهتاب را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم می کند؛ چرا که امشب علیه السلام مولا و سرور ما جهانیان خواهد شد
.
علی جان! تو می آیی تا بار دیگر با عصای موسی (ع) در دست، سوار بر کشتی نوح نبی ع، پیام آور انبیاء الهی باشی تا کاخ فرعون زمان به یمن وجود مقدست فرو ریزد و تاریکی شب ظلمانی به صبح روشنی مبدل شود
.
امروز فقط آمده ام تا بار دیگر عهد ببندم که شیعه بودن افتخار من است و کنیزی اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله ، زیباترین آرزوی سال‌های نوجوانی تا به امروزم، با شما عهد می بندم مولا جان همیشه یک شیعه بمانم و ظهور فرزندت مهدی موعود عجل الله تعالی را ثانیه به ثانیه انتظار بکشم
.
مولای من!… ای مظهر العحائب…ای شکوه عیسی را وارث! ای صبر ایوب را صاحب..ای کوه صبر و صلابت.. ای دروازه علم.. آقا نا امیدمان نکنی آقا ما به غیر خدا و انبیاء و اهل بیت علیهم السلام کسی را نداریم آقا.

نا اهلیم آقا… نااهلیم و سزای نوازش نیَم ولی، نا اهل و اهل پیش کریمان برابر است
.
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ آمده ام بگم آقا سائل تر و‌گدا تر از ما که تو دنیا کسی را نداره کسی نیست آقا….قرآن گفته سائل را از در خانه تان رد نکنید آقا.
.
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟ دریای کرم هستید آقا جان.
.
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ آمدم بگم آقا یتیم تراز ما که دستش از دامن مولاش صاحب الزمانش کوتاهِ کسی نیست ما سائلیم، درمانده ایم آقا جان اما همیشه چشم انتظاریم.
.
علی جان!… تو شفیع روز محشری آقا ما کم گذاشتیم حق قرآن را به جا نیاوردیم حق شیعه بودن را بجا نیاوردیم آقا ما را ببخش که آن چیزی نیستیم که شما آرزو داشتید…

میلاد اولین اختر آسمان امامت و ولایت حضرت علی ابن علی علیه السلام بر پیشگاه منجی عالم بشریت مهدی موعود عجل الله تعالی و شیعیان حضرت مبارک باد.
.
هایده نجفی ارشد فلسفه 🏵️🌼🌸💜💮💜🏵️🌼💙💚🍁🍃💚💙🏵️🌸💜💮🍀⛈️☘️

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 23
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

یوسف زهرا س

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس