دلنوشته
20 فروردین 1399 توسط مسافر
سلام امام زمانم… سلام ای شکوه عیسی را وارث و ای صبر ایوب را صابر.. حكایت حضور، برای من یادآور صبحى است كه از خواب سیاهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم. من همیشه سرماى غم را میان گرمى دستهاى پدرم گم مى كردم. كاشكى كلمات من بى صدا بودند ؛ كاشكى نوشتن نمى… بیشتر »