یوسف زهرا س

این وبلاگ به نام یوسف زهرا سلام الله ساخته شده توسط هایده نجفی
  • خانه 

دلنوشته میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

18 فروردین 1402 توسط مسافر

به نام خالق بخشنده بخشایشگر*
.
جان به قربان کریمی که کَرَم زنده از اوست
.
سلام امام مهربانی!..یا امام مجتبی در نیمه راه برکت‏ خیز رمضان، رایحه شکوفه‏ های یاس است که کوچه‏ های مدینه را آکنده است. تویی که هرگز غروب نمی‏کنی.. چگونه بر لوحه دلم بنگارم و بر صفحه سفید کاغذ عظمت نام تو را بنویسم؟ قلمم از وصف استواریت عاجز است چگونه بنویسم وقتی تو خود کوه صبری آن وقت که در کوچه های مدینه سیلی به صورت مادرت زدند صبر کردی..
.

آقای مظلومم!…کوه یعنی تو؛ کوه ها صلابت را از تو آموختند و دریا ها آرامش را از وجود مبارک تو دارند ولی تو را نادیده انگاشتند و تحمل بی‏ پایانت را بی شرافتان تاریخ، اینچنین به جولان نامردمی کشاندند. .
.
آسمان، تویی که وسعت دلت، زبان زد آب‏های زمین است.
ای فرزند حماسه و رأفت! تو آن بهاری که دستان خونریز خزان را یارای به خاک ریختنت نیست. جاودانه‏ ای…
از بازوان حیدری علی ع، تا لبخندهای معطر فاطمه س نور ابدی توست که کوچه‏ های جانمان را روشن کرده است.
.
ای نهایت پاکی! طراوت پندارت را با کدام گلستان بگوییم که شکفته نشود؟
.
وقار نگاهت را با کدام کوه بگوییم که سر به تعظیم، خم نکند؟! نخواه دست خالی برگردم آقا…
.
.
امشب، که به طواف دست‏های تو آمده ام، دست‏هایی که زمین و زمان از فیض زلالشان متبرکند.این دست های خالی بینوا تحمل بازگشت بدون اجابت ندارد آقا…
ای سبط اکبر! مگر تو نبودی که تنها دو بار تمام آنچه را داشتی بخشیدی و سه بار دارایی‏ ات را با مستمندان به دو نیم کردی؟! .
.
حالا این بنده روسیاه عصر پنهانی، در شبی که نام تو را در یاد خود دارد، به طواف دست‏های تو آمده‏. یاری‏مان کن که تو را بشناسیم. بگذار به قطره شفابخشی از بی‏کران دریای وجودت دست بیاویزیم که سخت تشنه‏ ایم. هر چند از لیاقت آن تهی باشیم.
.
.مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های آن مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد آقا..
.
یابن علی علیه السلام!….هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری آتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.
.

زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی ع جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد…
.
میلاد با سعادت سومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام بر آقا امام زمان عجل الله تعالی و عاشقان ولایت مبارک باد…
.
هایده نجفی طلبه سطح دو دانشجوی ارشد فلسفه

💖🌺🌸🌹🌷💖🌺🌸🌹🌷💖🌺🌸🌹🌷

 نظر دهید »

شعر ا در وصف امام حسن ع

18 فروردین 1402 توسط مسافر

نماد معرفت امام حسن مجتبی علیه السلام

حسن (ع) باشد نماد معرفت
پیروانی دارد او با منزلت

هر یکی در رشته ای صاحب نظر
صدر مجلس باشد آنان چند نفر

شیعیانی دارد بسی زیبا و ناب
تا حدودی واجد نظم و حساب

اینکه گفتم تا حدودی عمد بود
واجد یک نکته پُر درد بود

مردمانی با ادب هم خوش مرام
در محبت شهره و هم خوش کلام

جملگی دانا و عالم هم بصیر
مردمی فرزانه و بی حد بصیر

آنچنان زیبا بُوَد آن نازنین
آن ولی بی نهایت مه جبین

کز وجاهت شهره گشته در جهان
شهره آفاق و انفس بی گمان

او همان فرزند ناب حیدر است
در درونش رازها پی در پی است

چشمه ها جوشد از آن فرزند پاک
قلب او چون آینه پاک و زلال

شیعیانش بی نهایت مهربان
با همه یکرنگ و با هم همزبان

نام آن زیبا امام است مجتبی
گردد از نامش دل من همچون ماه

اشک می آید ز چشمان ترم
چون که آید نام زیبای حسن(ع)

چون خموشان در گمانم غافلند
یا که شاید اندکی خود کاهلند

رخ نمایی می کند بر رهگذر
این نماد ِ بی بدیل ِ حیدر است

ای رفیقان ! حیف باشد این امام
با همه گنج نهان و آشکار

اینچنین غریب مانَد در جهان
پیروانش غرق در رنج و مِحَن

یا حسن (ع) را در جهان معروف کن
یا مضاعف همتی مصروف کن

هایده نجفی طلبه سطح د ارشد فلسفه
🌺🌸🌹🌷🌹🌸🌺🌺🌹🌷🌷🌹🌸🌺🌺🌺💖💖💖💖💖💖

 نظر دهید »

سال نو مبارک

02 فروردین 1402 توسط مسافر

به نام خالق بخشنده بخشایشگر مهربان
.
بهار وجودش از تمنای رخ آسمان ؛ برافراشته شد و مانند اغوش گرمی در دل سرمای زمستان ، التیام بخش روح زخم خورده آسمان شده بود ..
زمستان اما دیگر نای ادامه دادن، نداشت و مانند نفس داغ در روزهای برفی خارج می‌شد
او که شاه شطرنج زندگی اش را از دست داده بود..
یک نفس رفت و جای خود را به بهار داد
.
من اما ایستاده‌ام بر بام زمستان، با چشمانی خیره، به روزهایی که تلخ و شیرین گذشت و خاطره شد. حالا بهار در راه است، لبریز از عطر بهار نارنج، سرشار از شکوه علفزار، با کوله‌باری از شکوفه‌های عشق و سبزه‌های امید، و ابرهایی که آبستن بارانند.
.
سال، نو می شود.. هفت‌سین می‌چینم و همه‌ی سین‌های مورد نظر را پیدا کردیم سبزه‌ها قد می‌کشند. سفره‌ی هفت‌سین به راه است و نرفتن به سفر گاهی وقت ها چندان هم بد نیست.بالاخره ماه مبارک در راه است و باید کم کم آماده مهمانی رفتن نزد خانه دوست شد
.
نسیم پرده‌ی توری و سفیدرنگ را با خودش همراه می‌کند. بلبل‌ها همچون آوازخوان‌های مست، آمدن بهار را مژده می‌دهند. آفتاب بی‌رمق زمستان دلبری می‌کند و من بی‌خیال تمام هیاهوها با قلم سبزم نقش عشق بر لوح دلم می‌زنم تا بدانم زمستان و بهار فرقی ندارد اگر تو باشی، اگر تو بیایی… با یادت دلم و روزگارم سبز است یابن الحسن علیه السلام…
سال نو همگی مبارک باشه. سالی پر از سلامتی و حال خوب و آرامش باشه برای همه‌مون. پر از اتفاقات خوب. 🌸🌱🌱🌸🌱
سال خوبی برای خودمان آرزو دارم. سالی پر از آگاهی و دوست‌ داشتن و زندگی. ان شالله امسال سال ظهور باشه
.
عید همگی مبارک
هایده نجفی ارشد فلسفه 🌸🌷🌺🌸🌷🌺🌸🌷🌺🌷🌸🌺

 نظر دهید »

دلنوشته ای شب لیله الرغائب برای امام عصر عجل الله تعالی

06 بهمن 1401 توسط مسافر

*به نام خالق بخشنده بخشایشگر*

آقای من .. سلام
قدری برای آمدن شتاب کن
دلتنگی امان دل بریده است.. 
ببا و ببین در این میان منتظرم. منتظر انتهای نامتناهی تنهائی هایم. من منتظر حضور آبی آسمانم، و منتظر باران، باران رحمت خدا. بیا و ببین که چگونه چشمان من و دستان پنجره و سبزی پیچک سالهاست در انتظار تو، در هم گره خورده ایم.
.
نیستی ببینی که سرخی افق، رفته و شب از راه رسیده اما تو هنوز هم نیامده ای.
بیا و ببین که من مانده ام و یک دنیا حرف و احساس و تا تو نیایی من و پنجره و پیچک در انتظاریم؛ انتظار شیرین با تو بودن، لا بلای چراغانی کوچه ها و درمیان شلوغی خیابان‌ها ، گویا تنها این تو هستی که غریبه ای . داستان ما همان داستان نمک خوردن و نمکدان شکستن است.
.
حكایت حضورسبزت، برای من یادآور صبحى است كه از خواب سیاهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم. من همیشه سرماى غم را میان گرمى دست هاى پدر گم مى كردم. كاشك این كلمات من بى صدا بودند ؛ كاش نوشتن نمى دانستم و فقط با تو حرف مى زدم كاش دلدادگان تو مرا هم با خود مى بردند ؛ وای كاش من جز هجر و وصال ، غم و شادى نداشتم!
.
تو از همه پدرها مهربان ترى ، مى گویند هر اشكى که از چشان یتیمى جدا مى شود بر دامان مهر تو مى ریزد.مى گویند تو نیز گریانى! 
.
اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش كه آداب نجوا نمى دانم.
مرا ببخش كه در پرده خیالم، رشته كلمات، سررشته خود را از كف داده اند و نه از این رشته سر مى تابند و نه سررشته را مى یابند.
.
عمرى است كه اشك هایم را در کوزه حسرت‌ها انباشته ام و انتظار جمعه اى را مى كشم كه جویبار ظهورت از پشت كوه هاى غیبت سرازیر شود، تا آن كوزه و آن حسرت‌ها را به آن دریا بریزم و سبك بار تن خسته ام را در زلال آن بشویم.

مولا جان!… چشمان جستجو گر من بر دروازه هر سحر قامت تو را منتظر است..کاش چشمانم را فرش راه گیسویت می کردم..

لیله الرغائب شب آرزوها
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر بحق زینب کبری سلام الله
.
هایده نجفی طلبه سطح دو ارشد فلسفه
🦋🌷💗🌹🦋🌷💗🌹🦋🌺🌷💗🌺🦋

 نظر دهید »

دلنوشته شهادت حضرت زهرا سلام الله

05 دی 1401 توسط مسافر

به نام خالق بخشنده بخشایشگر

بگو امروز هم تکرار روز دیگری از داغ فرزند رسول است؟!
بگو امروز هم باید بساید سر به خاک غم نشان، خورشید؟!

چرا وا کرده چتر غم، نگاه آسمان اینک؟!
بگو آیا بقیع از میهمان باید کند امروز استقبال؟!
.
سلام ای یادگار ختم نبوت
نامت گل، نشانت گل آذین، یادت گلاب و غروبت گلگون! کجاست آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛ گلی با هیجده گلبرگ بی مثال، با هیجده بهار لا یزال.
.
زهرا جان!….خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند. هیجده تابستانی که به بار نشستند؛ هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند….
اینک صلابت کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو.
.
از آن روز که فدک به نام تو شد، فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد، سفینه اهل بیت به جریان افتا د. بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا.
.
روا مدار که زینب با این پای پر آبله و قامت خمیده، در میان کشته‏ های نینوا بچرخد و زمین بخورد و بجای تو حسین حسین بگوید…
.
با من باز گو، تو را چگونه بازشناسم ای غریب‏ ترین آشنا!
کجایی ای سیمرغ گم شده! مبادا بی تو حقیقت، آشیانه خفاش ها شود و عشق، بازیچه کاکلی ها!
.
برخیز بانو! این گونه بر زمین نیفت!
وگرنه آسمان بر زمین سقوط خواهد کرد. برخیز و این چنین رنجور به دیوار تکیه نده که تمام عالم به تو و کرمت تکیه دارد.
برخیز بانو! زخمت را پنهان کن تا دشمن، آرزوی پیروزی را با خود به گور ببرد.
.
ای همه هستی علی ع هنوز باید باشی، برخیز و با همین نیمه جان مجروح، با همین پیکر زخم خورده در کوچه های شهر جاری شو برخیز دو دستان حسنین را در کوچه های مدینه رها مکن.
راضی مشو علی ع خانه نشین شود، و وصیت و میراث رسول را اینچنین پایمال کنند سکوت نکن بانو .
.
اگر چه تو رفته ای، و تمام دردهایت به پایان رسیده. اینک در جوار پیامبر خاتم نشسته ای و بی شک، غصه هایت را سر بر دامان او از یاد خواهی برد.
.
امّا غم زینب س از بی تو ماندن است…، از تنها شدنِ حقیقت بر روی این خاک پرفریب…، از درد دل های تلنباری که پس از تو تنها قلب پر سکوت علی ع که چاه، یارای شنیدنش خواهد بود.
.
تو را پنهان از چشم های بخیل روزگار شبانه غسل کردند شبانه کفن پیچیدند و شبانه به خاک سپردند تا حسرت دیدار مزار و تربت پاکت تا قیامت، دل های گنه کارشان را به آتش بکشد.
.
تو را که ناموس حق بوده ای، علی ع دور از دست ها و چشم های نامحرم زمین دفن کرد، بگذار همه تا ابد بدانند دخت معصوم رسول خدا (ص) چنان از امت خویش در ستم بود که نخواست هیچ کس نشان مزارش را بداند.
.
اینک من برای روزهای علی ع غمگینم؛ روزهایی که باید بی تو نفس بکشد و سکوت کند و خون دل بخورد.
امشب شانه های علی ع پس از تابوت تو خسته و غمگین به خانه بازمی گردد، هیچ آرزویی جز ندیدن دنیا ندارد. دیگر دنیا با تمام فراخی اش برای علی ع تنگ است؛ وقتی تو را در هیچ جای زمین نمی تواند بیاید..
.
مادر پهلو شکسته دل های شکسته ما را بپذیر
.
شهادت مظلومانه ام ابیها حضرت زهرا سلام الله بر پیشگاه منجی عالم بشریت ختم امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی و شیعیان حضرت تسلیت باد.

هایده نجفی ارشد فلسفه
🖤💜🖤💜🖤💜🖤💜🖤💜🖤💜🖤💜

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • ...
  • 10
  • ...
  • 11
  • 12
  • 13
  • ...
  • 23
مهر 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

یوسف زهرا س

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس