دلتنگی برای ماه رمضان
ماهترین_ماه_خدا
کم کم به آخرین روزهای ماه مبارک رمضان نزدیک می شویم، ماهی که در آن تمام تار و پود وجودمان با نام و یاد خداوند مهربان سرشته شده بود.
.
ماهی که درهای رحمت الهی به روی بندگان گشوده شده بود تا همه از سفره ی بی پایان خداوند عزوجل بهره مند گردند، ماه بی پایان اجابت دعاها و چه سخت و نفس گیر است خداحافظی با این همه عشق و شور نسبت به معبود.
.
این روزها که سهممان از دیدن هم دوری شده است، ماهترین ماه خدا، مظلومتر از همیشه کمکم کولهبارش را میبندد.
دلمان تنگ است برای دعاهای دستهجمعی، برای یکصدا العفو گفتن و برای قرآن بهسر گرفتنهایمان…
.
این روزها عادت کردهایم به تنهایی. به این که دعا کنیم تا خدا صدایمان را بشنود و باری دیگر دورهم جمع شویم، بدون دغدغه، بدون استرس و دعا کنیم برای آمدنت…
.
یابن رسول الله…کاش شبی از این شبها، جمعمان جمع باشد، تو بیایی و قدر بدانیم باهم بودن را، سلامتی را و دعای نیمه شب را…
مهدی جان!… همه جان های خسته تو را می خوانند و دعای خیر عاشقان و منتظران تعجیل در ظهور توست
تویی که آسمانیان به تعظیمت نشسته اند و زمینیان از فراقت در سوزند همه تو را می خوانند تویی که تمنای عالمی
پس بیا که جهان بی تو بیمار است
.
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لولیک فرج و العافیه و النصر بحق زینب کبری سلام الله علیه
.
هایده نجفی طلبه سطح دو