دلنوشته شهادت حضرت عباس علیه السلام
به نام خالق بخشنده بخشایشگر
.
قصیده ای به بلندای عباس ع
.
در نگاه به قلّه های رفیع ایمان و شجاعت و وفا، چشم ما به مردی بزرگ و بی بدیل می افتد، به نام عباس، فرزند رشید امیرالمؤمنین (ع) که در فتوّت و رادمردی، الگویی برجسته است. ما پیوسته دین باوری و باطل ستیزی و جان بازی را از او آموخته ایم و نسل الله اکبرِ امروز، وام دار مکتب جهاد و شهادتی است که اباالفضل (ع) در آن مکتب، علم دار است و درخشان.
.
کربلا بگو!..«سقاى تشنهلب» یعنی چه؟ آیا عجیب نیست؟ مىدانم که در حافظهات این تصویر مانده است، آنجا که سقایى تشنهلب بر لب آب جان به جانان تقدیم کند.
.
ای کربلا!..از آن لحظهای بگو که فاطمه زهرا (س) ناله میزد: «وای پسرم!» از اولین و آخرین باری بگو که قمر بنیهاشم، مولایش را برادر خطاب کرد! از داغ زاده امالبنین (س) بگو که کمر مولا را شکست!
.
برایم از لحظهای بگو که امام حسین (ع) دستان بریده عباس (ع) را در آغوش گرفته بود و میبوسید! از آن لحظهای که آقا به سوی خیمهها رفت و پرچم خیمه عمو را پایین کشید، ناله اهل حرم بلند شد و امیدشان ناامید! حرم…عمو…آب…عطش…!
.
ای امتداد معرفت و وفا، دست هایت کو؟ دستهایت، آیینه دستان پر پینه مردی است که تمام هستی در دست ولایت اوست.
ای ماه بنی هاشم!…روزی که به دنیا آمدی گهواره ات تنها به سمت کربلا تکان می خورد.
.
تمام آبهایی که شرمنده دستهای تواَند، اشکهای پدرت می باشند که از دل چاه جوشیدهاند. تو آن راز رشیدی که روزی فرات بر لبت آورد.
.
بیعت با دستهای تو، بیعت با دستان خداست. تا تو از متن خاک سبز شوى، تا ببینم دوباره دریا را. دستهایت را در راه عشق دادی تا آغوشت به قدر تمام جهان لایتناهی شود.
.
درهای بهشت را دستان تو بر روی ما خواهند گشود. از روزی که تو آمدهاى، دیگر هیچ چشمی زیبایی ماه آسمان را باور ندارد.
خداوند ابتدا تو را آفرید و سپس ماه را شبیه تو… .تو ماه، ماه بنیهاشمی که دختر خورشید
همان اول پذیرفته بود مادریات را..
دستهای تو از همان آغاز تولد، رنگ و بوی ذوالفقار داشتند.
.
هنوز که هنوز هست، نماد کربلا، یک جفت دست سرخ هست که از آن سوی تاریخ برای ما دست تکان میدهد.
قصیدهای به بلندای عباس، تنها در دامن زنی که غزلسرای بیبدیل عرب بود، میتوانست سروده شود. فردا که میروى، فاطمه (س) پیش از همه رفتنت را سوگوار میشود.
.
دستهایت، آیینه دستان پر پینه مردی است که تمام هستی در دست ولایت اوست. مردی که سالیان سال نان بینوایان را بر دوش می گرفت و بر در منزلهای شان می برد و سفرههایشان را نمکگیر خویش می کرد. تو فرزند دستهای حیدرى. مردی که ذوالفقار را در دست داشت، ولی هرگز دانه جوی را به ستم از دهان موری باز نگرفت. پس از دستان او که نانآور خاک بود، دستهاب تو آبآور زمین شدند. دستان تو ساقی روزگارند.
.
دستهایت، برکت عشق را در سفرههای عاشقان مینهند. اینک نان و خرما نه، که از تو آب حیات میطلبیم، آب مراد… . از تو عافیت میخواهیم
.
از دستهای توانگرت، سعادت می خواهیم ای مرد! کاش دستهای تو تمام ابرهای سیاه ستم را از آسمان جهان فراری دهند. کاش دستهایت به یاری انسان برخیزد و وی را وارث صلح و آرامش کند..
.
شهادت حضرت عباس بن علی علیه السلام تسلیت باد
.
هایده نجفی طلبه سطح دو ????????????